نقد اول - انسانیت ، لازمه معمار بودن است
چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٤ ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست ریرا | ( نظرات )


چند وقت پیش یک اتفاقی افتاد که ذهنم را بشدت درگیر کرده بود . توی یکی از گروه های اجتماعی که در مورد مباحث معماری بود ، آقای س.ز. مطلبی در مورد کمک یکی از جراحان در تهران ، به بیماران سرطانی بی بضاعت Share کرده بودند . بلافاصله بعد از مطلب ایشان خانم پ.ج. که هم کلاسی دوره کارشناسی بنده بود ، با لحن بی ادبانه اعتراض کردند و از مدیر گروه خواستند ایشان را بیرون کند و مدیر گروه که استاد بنده و از جمله مهندسانی است که بشدت به ایشان احترام قائلم ، بدون هیچ تذکری ایشان را با شخص دیگری جایگزین کرد . 
طرز اعتراض و رفتار این خانوم که قبلا هم رفتار زشتی با خود بنده داشتند ، خیلی ذهنم را درگیر کرده بود . چرا که تعداد زیادی از ایشان طرفداری کردند فقط به این دلیل که روزی شاید سودی ازین خانوم به آنها برسد .
برایم خیلی سوال شده است !
برای خودمان کسی بودن به چه قیمت ؟
آیا برای "آدم" های این چنین ، انسانیت و احترام به دیگران ، می تواند مفهومی داشته باشد ؟
این آدم ها چقدر از نقطه ای که در آن قرار دارند مطمئنند که " انسان ها " برایشان اینقدر کوچک اند ؟
و خیلی سوال های دیگر ...
مطمئنم که تمامی شماهایی که این متن را می خوانید ، این خانوم را محکوم می کنید بدون اینکه ببینید خودمان هم هر از گاهی ازین اشتباه های بزرگ که دیگر به چشممان کوچک است ، می کنید ... و حتی خود من . اتفاق می افتد که چنان بدون در نظر گرفتن شخصیت طرف دیگر حرف می زنم که انگار هیچ وقت با وی ، رودر رو نخواهم شد و ازین رفتار ، تنها کسی که ضربه می بیند خود بنده هستم .
دوستی را از دست می دهم ...
لذت کنار وی زیستن ...
مهربانی و لطف انسانی دیگر را ...
آینده ای که ممکن است با کمک وی موفق شوم ...
و شاید معماری موفق بودن را !
هیچ کدام از ما آینده مجهول ، برایمان معلوم نیست . ممکن است یک اتفاق کوچک باعث شود ، جایمان با کسی که به او توهین و بی احترامی کرده ایم عوض شود و این ما باشیم که به حمایت نیاز داریم و ... فقط یک لحظه به این فکر کنید که طرفمان ، آنقدر خوش قلب نباشد که لبخند بزند به ناتوانیمان و همان رفتاری را با ما بکند ، که ما با او کرده ایم .
بگذارید از طرف خودمان بگویم . من آن لحظه را نمی توانم تحمل کنم . مخصوصا اگر پای معمار بودنم در میان باشد . من آن لحظه دیگر معمار نخواهم بود . من آن لحظه بیشتر از همه چیز به انسانیت خودم شک خواهم کرد . من آن لحظه ، شاید از تمام زیسته هایم پشیمان شوم و نه حتی یک لحظه بی احترامی ... یا یک توهین و اهانت که می توانست اتفاق نیفتد . 
من مطمئنم تمامی انسان های موفق ، قبل از موفق بودن " انسان " بوده اند . یک راه درست رفته اند . همان راهی که شاید خود من هم نرفته ام . یه انتخاب درست کرده اند و شده اند همان هایی که الان هستند . اینها همان هایی هستند که شخصیت دیگران را به اندازه شخصیت خودشان دوست دارند . همان هایی که وقتی نباشند ، با آمدن اسمشان لبخند روی لب آدم می نشیند و حس خوبی به آدم دست می دهد . همان حسی که هرگز ، حتی با شنیدن اسم خانم پ.ج. به بنده و آقای س.ز. و شاید خیلی های دیگر ، بوجود نخواهد آمد .

وحیده بزازیان مهدوی - یک معمار کوچک 


برچسب‌ها: نقدنامه

 
دیگر موارد