نظریه سازه گرایی در طراحی
جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤ ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست ریرا | ( نظرات )


سازه عاملی است که می تواند منجر به اختلاف نظر بین معمار و مهندس ساختمان شود. امروزه معمار خوب باید دارای دانش عمومی در مورد رفتار سازه ها باشد. به علاوه او باید هنرمند باشد و مقید متعهد به رعایت اصول طراحی معماری و معیارهای زیبایی شناسی. از سوی دیگر، مهندس سازه به دلیل نحوه نگرش خاص او به مسائل ساختمان فردی عمل گراست. طرحی کاملا موفق خواهد بود که معمار آن رفتار سازه ها را به خوبی درک کند و مهندس سازه آن به طراحی معماری و معیارهای زیبایی شتاسی آگاه و متعهد باشد. در نهایت معمار رهبر تیمی است که هدف آن ایجاد ساختمان هایی است که پاسخ گوی نیازهای کارکردی، معیارهای زیبا شناسی، نیازهای دوران بهره برداری و محدودیت های مربوط به شرایط اجرای ساختمان باشد.

معیارهای ارزیابی در طراحی معماری

برای طراحی خوب، صحیح  و مناسب تعاریف متعددی ارائه گردیده است. ویترویوس ارکان معماری را این گونه بیان میکند: سودمندی، پایداری و زیبایی. از مجموع آنچه که در تعریف طراحی صحیح از گذشته تا به حال بیان شده است و بر اساس آنچه که در طراجی سازه به عنوان هدف نهایی در نظر گرفته می شود می توان نتیجه گرفت اساسا هر طرح خوب واجد مشخصاتی به شرح زیر است:
الف- سادگی  ب- وحدت  پ- ضرورت
هر یک از این مشخصات باید در تمامی مراحل طراحی مورد توجه قرار گیرد و حتی در مرحله تعیین جزییات و طراحی اجزای ساختمان به طور دقیق رعایت گردد.

الف- سادگی

این اصل در تمامی هنرها به نحو گسترده مورد توجه است و اصلی مشترک در زمینه های گوناگون، طراحی، از طراحی معماری صنعتی به شمار می رود؛ و نتیجه آن احساس آرامش و اسایشی است که حاصل کوشش فراوان طراح برای تحقق این اصل بسیار مهم است. سازه ای که در آن تأمین نیازها و خواسته ها و آسایش استفاده کنندگان به سختی محقق می گردد دارای سادگی نیست. ساده بودن به معنی ابتدایی بودن نیست، سازه ای که منطبق با نیازهای طرح بوده، به سهولت قابل اجرا باشد و در عین حال دارای پیچیدگی های تحلیلی و محاسباتی نباشد را می توان سازه ای واجد اصل سادگی دانست. ریچارد راجرز در طرح ساختمان پت سنتر در پرینستون به خوبی از این ویژگی برای ارائه طرح های بدیع و نوین با یه کارگیری مفاهیم اولیه و ساده استفاده کرده است. 

ب- وحدت

وحدت در هر طرح به معنای هماهنگی، یکپارچه و منسجم بودن است و نه شیئ واحد بودن. تعریف وحدت در پل هوایی کوچک بسیار متفاوت است با تعریف آن در نیروگاه تولید برق. این ساختمان از اجزایی متفاوت تشکیل می شوند که باید در راستای تحقق هدفی معین قرار گیرند. چنانچه اجزای طرح در راستای نیل به هدفی مشخص طراحی شده باشند، وحدت در تمامی اجزای طرح قابل مشاهده خواهد بود. نوعی وحدت تصنعی نیز وجود دارد که باید از آن احتراز کرد. مجموعه ای از اجزای غیر متناسب، ناهماهنگ و ناموزون را ممکن است در کنار یکدیگر قرار داد ولی عدم دستیابی این مجموعه به هدفی واحد نتیجه ای جز غیر قابل قبول بودن طرح به همراه نخواهد داشت.
در استادیوم المپیک مونیخ از طراحی های فرای آتو، اجزای طرح در عین زیبایی دارای وحدت و یکپارچگی هستند.

پ- ضرورت

این اصل به نوعی کلید حل معمای طراحی است، بهترین نتیجه هنگامی به دست می آید که تمامی نیازهای پیش بینی شده در پروژه تحقق یابد. این اصل ناشی از توجه به ویژگی های فطری انسان است. ذهن انسان در پذیرش آنچه مورد نیاز است احساس آرامی می کند و در حضور عناصر زائد و ساختگی احساسی ناآرام دارد. طراحی هوشمندانه و استثنایی پیتر باسبی در طرح ساختمان ایستگاه قطار برنت وود، در بریتیش کلمبیا که با ساتفاده از فرم های سازه ای ارگانیک انجام شده استنشان دهنده به کارگیری صحیح اصول پایداری سازه و رفتار مناسب ساختمان در برابر نیروها همراه با رعایت اصل ضرورت در طراحی سازه و ساختمان است.
این اصول (سادگی، وحدت و ضرورت) را نباید به عنوان مراحل تحقق طرح در روند طراحی در نظر گرفت. بلکه این ویژگی ها به منزله معیارهایی هستند که می توان طرحی خوب را توسط آنها ارزیابی کرد.

اهداف اولیه در طراحی سازه

توسعه و تکامل سازه ها پاسخی است به سیر تکاملی آرمان گرایی های اجتماعی و فرهنگی انسانی که همواره جویای کمال و ارتقای بیشتر بوده است. طراحی هر سیستم  سازه ای با مشخص شدن نیازها، خواسته ها و دلایل غالبا به صورت اهداف طرح از جانب کارفرما و یا معمار ساختمان بیان می شوند. این اهداف شامل مفاهیم و خواسته هایی در ارتباط با کارکرد بنا، فرم و ظاهر ساختمان، محدودیت های هزینه و یا زمان اجرای ساختمان و مانند آن است. بسته به نوع بنا اهداف دیگری نیز می توانند وجود داشته باشند از قبیل نحوه کارکرد سازه، تحت تأثیر شرایط متغیر بارگذاری (مانند رفتار دینامیکی تخت تأثیر بارگذاری های متفاوت)، تغییر شکل ماشی از بارهای زنده، مقاومت در برابر آتش.
در طبقه بندی گسترده تر می توان نیازهای ساختمانی و ضوابط موثر در طراحی را به چهار گروه تقسیم نمود:

  • نیازهای کارکردی
  • معیارهای زیبایی شناسی
  • نیازهای دوران بهره برداری
  • ظوابط اجرایی

نیازهای کارکردی اصلی ترین دلیل وجود سازه ها هستند. معیارهای زیبایی شناسی مربوط به فرهنگ و ارزش های موجود در جامعه است. نیازهای دوران بهره برداری، انتظارات مربوط به دوران استفاده از بناست و ظوابط اجرایی (مربوط به ساخت) عمدتا به زمان، هزینه و معیارهای کیفی ساخت اختصاص دارد.
به طور معمول، نیازهای اصلی که هر سیستم سازه ای باید به آن پاسخ دهد شامل کارکرد، ایمنی و اقتصاد است. میزان موفقیت ساختمان در تحقق این نیازها را می توان با توجه به ویژگی های بیان شده مورد بررسی قرار داد. بدین ترتیب، طرحی که نیازهای کاربردی را به طور عملی و نیز اقتصادی  تأمین می کند، تنها به حداقل انتظاراتی که از طرح وجود دارد پاسخ داده است. وظیفه سنگین طراح برای دستیابی به سادگی، وحدت و ضرورت تلاش و کوشش بسیار در جهت رسیدن به مناسب ترین راه حل های سازه ای، تحقق این ویژگی ها را الزامی می کند. در ساختمان 100طبقه مرکز جان هنکاک در شیکاگو، طرح معماری با رعایت اصل سادگی و بر اساس نیازهای  سازه ای از سیستم لوله ای که ساختمان تماما به صورت لوله ای عمودی با مقطع متغیر در برابر نیروها مقاومت می کند، شکل گرفته است. در این سیستم تمامی ساختمان به صورت واحد به عنوان لوله ای عمودی با ابعاد مقطع متغیر در برابر نیروها مقاومت می کند و برای تأمین پایداری جانبی ساختمان، اعضای مهاربندی قطری بر اساس ضرورت در نمای ساختمان قرار گرفته اند.

نقش واقعی مهندس سازه

مهندسی سازه تخصصی نوین و پدیده نسبتا جدیدی است. برای مدتی های زیادی هیچ تمایزی بین طراحان، معماران و مهندسان و حتی بین مهندسان و سازندگان وجود نداشت. در پی جدا ساختن تخصص های گوناگون و تفکیک وظیفه طراحی سازه از طراحی معماری و تعریف مهندس سازه و تعیین وظایف خاص و محدود برای مهندسان سازه در زمینه محاسبات سازه ای، از آنان تصویری فاقد خلاقیت و تخیل به وجود آورده است به نحوی که مهندسان سازه عموما به عنوان افرادی که فقط علاقمند به ریاضیات محض و محاسبات پیچیده در ارتباط با نیروها و تغییر شکل ها هستند شناخته می شوند. به همین دلیل امروزه مهندسان سازه مشکلات فرائانی برای اثبات خلاقیت و قدرت تخیل خویش دارند. جک زونز این مشکل را چنین بیان می کند:
"... اگر سعی کنید تا بفهمید چه کسی هواپیمای کنکورد را طراحی کرده است، چنین تصوری در ذهن شکل میگیرد که گروهی شامل صنعتگران، برنامه ریزان، ناظران و سازندگان آن را ساخته اند و اقتصاد آن نیز زیر کنترل مدیرانی است که افراد با تخصص های گوناگون را به کار میگیرند و در نهایت و آخر از همه طراحان را نیز شامل می شود. این تصویر بسیار عادی و بعضا شبیه کاریکاتور نشان دهنده القای این مطلب در ذهن بسیاری از انسان هاست که دنیای مهندسی در نوعی محیط انتزاعی و دور از نعانی و مفاهیم واقعی گم شده است."
باکمینستر فولر با بهره گیری مناسب از خصوصیات مصالح و درک صحیح از رفتار شازه ای پربازده، گنبد های ژئودزیک و با طراحی ساختمان های بدیع همچون غرفه امریکا در نمایشگاه جهانی مونترال، موفقیت های بزرگی در زمینه اجرای این سازه ها کسب کرد و امتیازات قابل توجه این سیستم ساختمانی را به خوبی در معرض قضاوت و استفاده معماران و مهندسان قرار داد.
برای بسیاری از افراد و حتی متخصصان در اغلب موارد بسیار مشکل است تا نقش واقعی مهندسی را بشناسند. بخش عمده کار مهندسی از نظرها مخفی می ماند و به همین دلیل درک آم آسان نیست. در چنین شرایطی جای تعجب نیست که معمارانی به مهندسان سازه طرح، مانند تکنسین نگاه کنند. واقعیتی که ریچارد راجرز نیز در مورد آن اظهار تأسف می کند و اضافه می کند که: "اکثر اوقات حقایق به اندازه کافی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرند، زیرا برای همه آسان تر است که روش های ساده و متداول را برای حل مشکلات انتخاب کنند. البته نباید فراموش کرد که مهندسان سازه هر چند از دانش فنی و مهارت بالایی هم برخوردار باشند به ندرت تمایل به در میان گذاشتن عقاید خود دارند. از سوی دیگر تجربه اندکی در بیان این که از دید خود آنها چه کسی مهندس سازه موفق تلقی می شود، دارند."
تبادل نظر، لازمه دستیابی به شرایط لازم برای همکاری موفق بین معمار و مهندس ساختمان است. مهندسان باید رفتار و عکی العمل ساختمان را نسبت به سایرین یعنی کسانی که اطلاعات فنی لازم را ندارند و حساسیت نقش مهندسان و مشکلات را به خوبی درک نمی کنند، محافظه کارتر می کند.
در ساختمان مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو در پاریس، طراحی ریچارد راجرز و رنزو پیانو، همکاری مشترک بین معمار و مهندس سازه و قرار گرفتن سازه در بیرون ساختمان، سبب گردیده است حداکثر انعطاف پذیری در فضاهای داخلی ساهتمان ایجاد گیدد. در نتیجه می توان فعالیت های مختلف و نمایشگاه های متعدد را با حفظ خصوصیات هر یک در آن برگزار کرد.
در برابر، پیتر رایس که در سال های گذشته برجسته ترین طراحی های سازه ای را برای مهمترین طرح های معماری قرن بیستم در قالب شرکت اوو آروپپ و شرکاء ارائه کرده است، در سخنرانی خویش هنگام دریافت نشان افتخار آکادمی سلطنتی معماران بریتانیا (RIBA) در سال 1992، ادعا می کند که مهندسان ساختمان نیاز به هویتی مستقل دارند:
"... برای تعیین حدود و یا بیان فرق بین مهندسی سازه و معماری، به نظر من معمار روشی ذهنی را در کار خود مورد توجه قرار می دهد در حالی که مهندس سازه روش های عینی را به کار     می گیرد. اما این دنیای عینی مهندسی عناصر فراوانی دارد که در مورد بسیاری از آنها هنوز شناخت کاملی وجود ندارد. معمار مکانی را در نظر می گیرد و می گوید به نظر او چه چیزی باید در آن مکان قرار داده شود. در حالی که مهندس با استفاده از داده ها و اطلاعات ذهنی خویش باید بیشتر سعی در اختراع فرم های کند تا تعریف فضاها".
طراحی پل ژاپنبه دهانه 100متر در ناحیه لادفانس پاریس که به دست پیتر رایس و با بهره گیری از فرم قوسی بدیع انجام شده است، به خوبی تأثیر به کار گرفتن این روش های عینی را در طراحی چنین سازه ای همراه با نوآوری و ابداع فرم های جدید نشان می دهد.
این نقش های متفاوت و در عین حال یکسان از نظر اهمیت که برای رسیدن به هدفی واحد در نظر گرفته می شوند باید کاملا درک شوند تا بتوان به ارزیابی صحیح و تشخیص درست در مورد اهمیت کار و حرفه مهندس دست یافت. در آن صورت رابطه بین طراحی و ساختار نه تنها به رقابت تبدیل نخواهد شد بلکه معمار و مهندس پذیرای نقش واقعی یکدیگر در شکل گیری معماری خوب خواهند بود.
نتیچه چنین تفکری به خوبی به دست نورمن فاستر در طراحی برج 840 متری میلینیوم به کار گرفته شده است. در این طرح از سیستم لوله ای با شکل مخروطی و مهاربندی هایی در نمای بیرونی ساختمان برای پایداری در برابر نیروهای قائم و افقی استفاده شده است.

زیبایی شناسی سازه ای

بدون تردید درک مهندسی احتیاج بیشتری به روش های فنی تر و عملی تر دارد تا دریافت زیبایی های بصری. مهندس باید ضمن تأمین اهداف کاربردی، قوانین علم فیزیک و اصول پایداری سازه را مدنظر داشته باشد و همزمان به ساده ترین، اقتصادی ترین و بهترین روش دست یابد. نتیجه ای که باید به صورت همزمان تمامی خواسته های طراحی را تأمین کند و نه فقط خواسته ای را. به دلایل بالا طراحی مهندسی برای شخصی که قدرت درک اصول مهندسی و طراحی سیستم ها را ندارد قابل لمس نخواهد بود.
برای این که بتوان به بررسی و ازیابی خلاقیت های سازه ای پرداخت و یا در مورد زیبایی شناسی مهندسی و یا سازه های معماری قضاوت کرد، احتیاج به زبان خاصی برای این نقد و بررسی است. عبارتی قدیمی با ظرافت و اجمال بصری رفتار ساختمان را چنین توصیف می کند "اگر بنایی به نظر درست می آید پس آن بنا درست است". چنین نظریه ای در محدوده قضاوت های مهندسی نیز وجود دارد. اما این اصطلاحات به هیچ وجه در آموزش افراد و یا بالا بردن درک و احساس آنان از طرح های مهندسی کمکی نمی کند و همچنان استفاده از روش ها و معیارهای پذیرفته از سوی محققان و صاحبنظران برای نقد و ارزشیابی طرح ضروری است. در ساختمان خانه اپرای سیدنی طراحی یورن اوتزن، استفاده از محاسبات ریاضی براس دستیابی به زیبایی در طرح معماری به خوبی مشهود است.
با وجود این هنگام نقد هر طرح مهندسی معمولا پرسش ها و ابهاماتی وجود دارد، به عنوان نمونه، دانستن اهداف اصلی مهندس در ارائه طرح کاری دشوار است. این اهداف معمولا تحت تأثیر عوامل خارج از کنترل طراح قرار می گیرند، عواملی مانند نظرات کارفرما، محدودیت های زمان، هزینه اجرا و غیره.
بر اساس تحقیقات و بررسی های انجام شده در ارتباط با تعداد بسیاری از طرح ها موارد زیر می تواند به عنوان معیارهای سنجش و قضاوت در مورد زیبایی شناسی مهندسی سازه مورد استفاده و استناد قرار گیرد:

  • استفاده از رفتار سازه ای خالص از قبیل کشش، خمش و یا رفتار پوسته ای
  • سادگی اتصالات و عناصر سازه ای
  • طراحی سازه به صورت یک پل و به عنوان مجموعه ای واحد
  • صداقت و صراحت سازه
  • وجود تناسب میان ضرافت و استحکام
  • استفاده مناسب از مصالح با توجه به مقاومت و رفتار سازه ای آنان
  • ارائه طرح به عنوان راه حلی که مانع به وجود آمدن مشکلات احتمالی می گردد و نه آن که درصدد پنهان ساختن آنها باشد
  • ارائه و بیان عکیلکردهای سازه ای در اتصالات
  • ترکیب مناسب مصالح و رفتار عناصر سازه ای در اتصالات
  • نشان دادن و ارائه مسیر انتقال نیروهای وارد بر سازه و تنش های درونی حاصل از آن در فرم یا همدسه سازه
  • استفاده از فرم های خالص هندسی و یا اشکال طبیعی مانند دایره، مکعب، منحنی زنجیری
  • انتخاب فرم های سازه ای که امکان توصیف و قضاوت را به خوبی فراهم می کند
  • کاربرد صحیح نشانه هایی از نمونه های پیشین در تاریخ، فرهنگ و یا طبیعت محل اجرای طرح
  • تناسب و همبستگی بین عناصر سازه ای و عناصر غیر سازه ای ساختمان، مانند تأسیسات ساختمان، عناصر تکمیلی و پوشش ساختمان
  • بیان روش و مراحل احداث سازه با خود ساختمان

طراحی موزه هنر میلواکی طراحی شده به دست سانتیاگو کالاتراوا در ویسکانسین، امریکا به ترکیبی خلاقانه از سازه های کششی، فرم های آزاد و سقف های دارای انحنا و ادغام آن با پل عابر پیاده کابلی پاسخی مناسب به معیارهای مذکور به شمار می رود. رعایت همین اصول و توجه به این معیارها در طراحی موزه هنر میلواکی علت اصلی موفقیت این طرح بوده است. طرحی که می تواند از نظر نوآوری با قصر بلورین جوزف تاکستون مقایسه شود.
مهندس ساختمان باید با الگوهای موفق هنر در زمینه طراحی چه در گذشته و چه حال آشنا باشد، همچنان که معماران، هنرمندان و موسیقی دانان معمولا این گونه هستند. مهندسان ساختمان می توانند به قدرت تخیل و درک بسیار بالا دست یابند آنگاه که این قابلیت را پیدا کنند که بتوانند توضیح دهند چرا این بنای خاص، خوب طراحی شده و چرا بنای دیگری طراحی خوبی ندارد و یا اینکه چرا پیرلوئیجی نروی، میلار، فلیکس کاندلا، ادوارد تروجا و افرادی نظیر آنان در اثر حاظر مانند پیتر رایس و سانتیاگو کالاتراوا مهندسان سازه موفقی بوده اند. چنین بحث هایی به آنها این امکان را خواهد داد تا بتوانند طبیعت و ویژگی های طراحی مهندسی را به خوبی در یابند و به دریافت های دقیق تری از نحوه موفقیت طرح های برجسته دست یابند و از آن در طراحی های خویش بهره گیرند.
در ساختمان استادیوم فوتبال سیدنی جایگاه های منحنی شکل استادیوم که با استفاده از دال های بتنی پله ای ساخته شده و سقف خرپای طره ای با رفتار خالص کششی و فشاری به خوبی با شکل پلان معماری استادیوم هماهنگی دارد، و مهارت مهندس سازه آن را در استفاده از اشکال مختلف      سازه ای نشان می دهد.

مهارت های لازم برای تحقق زیبایی شناسی سازه ای

برای کسی که مهندس سازه نیست معمولا درک مهارت های لازم در روند طراحی مهندسی امری دشوار است. این امر بدان دلیل است که تنها اثر باقی مانده از فعالیت طراحی که افراد مشاهده می کنند همان بنای تکمیل شده است که معمولا سازه ساختمان در آن پنهان است. شناخت مهارت های مهندس سازه شامل آنچه که مهندسان سازه می دانند و فعالیت هایی است که آنان در روند طراحی سازه انجام می دهند. این مهارت ها می توانند در مسیر دست یابی به اصول زیبایی شناسی سازه ای موثر واقع شود.
موارد زیر مختصری از این معارت ها را شامل می گردد :

  • پیش بینی بارگذاری های ممکن بنا و نقش عکی العمل های آن
  • بررسی گسیختگی های احتمالی سازه تخت تأثیر نیروها، هم از نظر رفتار اعضای تشکیل دهنده و هم از نظر پایداری کل سازه در برابر نیروهای وارده به عنوان مجموعه ای واحد
  • قابلیت ارز یابی نیروهای وارد بر ساختمان هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت
  • داشتن احاطه نسبت به خصوصیات و رفتار مواد و سازه ها
  • توانایی تطبیق نحوه تفکر و نگرش به مصالح، سازه و رفتار آن به تناسب موقعیت های گوناگون
  • توانایی خلق مدل ریاضی سازه با استفاده از هندسه، جبر،مثلثات، احتمالات و غیره
  • توانایی به وجود آوردن روندی برای طراحی و ساخت سازه ای که تاکنون اجرا نشده است
  • ساختن مدل های نمونه ای در ابعاد کوچکتر به منظور ارزیابی و آزمایش نظریه های     سازه ای
  • قدرت تفسیر نتایج به دست آمده از نمونه های ساخته شده برای کاربرد در ابعاد واقعی
  • انتخاب معیارهای اجرایی بر اساس ارزیابی سازه و تعیین حدودی که نباید مقادیر و کمیت ها در طراحی از آنها فراتر رود
  • درک تأثیر متقابل سایر خواسته ها و معیارهای طرح (از قببیل هزینه ساخت، تأسیسات ساختمان، خدمات، عمر کفید، دوام، مقاومت در برابر آتش و غیره) بر سازه ساختمان و بالعکس
  • ارزیابی قابلت و امکان ساخت طرح های پیشنهادی
  • ارائه طرح هایی که به سهولت و با هزینه کمتز قابل اجرا هستند
  • قابلیت درک این که در چه زمانی و با چه شرایطی طراحی سازه به نحو مناسب تکمیل شده است

طراحی ساختمان مرکزی بانک هنگ کنگ به ارتفاع 180 متر و با 47 طبقه به دست نورمن فوستر نشان دهنده به کارگیری صحیح  و هوشمندانه این مهارت ها در طرحی بی نظیر و استثنایی (از نظر معماری، طراحی سازه و کیفیت اجرا) است. به گفته نورمن فوستر مسیر نیروی وزن طبقات معلق، بازوهای کششی شیب دار و برج های نگهدارنده نیروی عمودی به طور کامل در نمای ساختمان دیده می شوند و همراه با آویزهای  نگهدارنده نحوه عملکرد سقف معلق را به خوبی مشخص       می کنند.
در ساختمان سالن ورزش پلازتو دلواسپورت در شهر رم، پیرلوئیجی نروی با انتخاب فرم کاملا مناسب ستون ها و سقف پوسته ای از بتن مسلح با فرم گنبد لاملا (Lamella)، یکی از بهترین و زیباترین آثار معماری قرن بیستم را که نشان دهنده درک صحیح و دقیق وی از رفتار سازه هاست، با کیفیتی تحسین برانگیز طراحی و اجرا کرده است.

دستاوردها

بررسی طرح های ارائه در مسابقه بین المللی معماری طراحی مرکز تجارت صنایع ایران نشان دهنده تأثیر قابل توجه مفاهیم طراحی از دیدگاه زیبایی شناسی در طرح های ارائه شده است. بدون تردید تحقق مفاهیم ایستایی، پایداری و تعادل در تعداد قابل توجهی از طرح ها از عوامل اصلی ارتقای طراحی و دلایل موفقیت طرح های مذکور و دستیابی به پاسخ مناسب برای پروژه مذکور بوده است. همچنان که در بخش "معماران و مهندسان" و بررسی "معیاری های ارزیابی در طراحی معماری" نشان داده شد، طراحی هر ساختمان باید قبل از هر چیزی به عنوان فعالیتی مشترک و نوعی کار گروهی با مشارکت معمار و مهندس سازه شناخته شود و به همین دلیل نسبت دادن    طرح های مهندسی به اشخاص معین کار دشواری است. طراحی بدیع و نوین برای ساختمان هنگامی میسر خواهد بود که فرآیند طراحی و شکل گیری مراحل مختلف طرح نتیجه همفکری، همکاری و تلاش معمار، مهندس ساختمان، مهندس تأسیسات و حتی سازندگان آن در چنین مسیری باشد.
مباحث مطرح شده در بخش "نقش واقعی مهندس سازه" نشان می دهد مهندس سازه عضوی از تیم طراحی و ساخت است که به خوبی به ویژگی های مصالح و رفتار سازه ها تحت تأثیر بارهای متفاوت واقف است. همچنین فرآیند ساخت و تولید اجزاء را به خوبی درک می کند. مهندس سازه باید در روند شکل گیری هر طرح معماری، وظیفه خطیر طراحی سازه و اجزای آن را در قالب محاسبات ساختمانی، طراحی فرم ساده، طراحی اعضای سازه و اتصالات آن با تحقق معیارهای طراحی، الزامات و محدودیت های طرح در ابعاد مختلف به عهده گیرد.
از بررسی مباحث "زیبایی شناسی سازه ای" می توان نتیجه گرفت هدف اصلی طراحی معماری باید ایجاد فرم هایی باشد که هم نیازهای کاربردی ساختمان را تأمین کنند و هم از نظر زیبایی شناسی موفق باشند و هدف اصلی طراحی سازه باید ایجاد فرم های سازه باشد که ضمن تأمین نیازهای کاربردی، بارهای اعمال شده را نیز به بهترین نحو و به صورت اقتصادی تحمل کنند. در همکاری نزدیک که باید بین معماران و مهندسان سازه وجود داشته باشد وظیفه مهندسان سازه آفرینش    طرح هایی است که از نظر عملکردی پاسخگوی نیازهای طرح بوده و از نظر فنی، اجرایی و اقتصادی دارای شرایط لازم باشند و علاوه بر آن از نظر مطلوبیت های فرم ظاهری ساختمان مکمل حس زیبایی شناسی معماری باشند. باید تفاوت میان نقش های متفاوت و در عین حال بسیار مهم معمار و مهندس به خوبی درک شود تا ارزش واقعی کار هر یک به خوبی شناخته شود. در نهایت رابطه بین طراحی و ساخت تنها زمانی به رقابتی مثبت  و سازنده تبدیل خواهد شد که این شناخت  به خوبی تأمین شده باشد.
بخش "مهارت های لازم برای تحقق زیبایی شناسی سازه ای" نشان می دهد هنر مهندسی سازه استفاده از نظریه های محاسبه و طراحی سازه برای تبدیل ایده ها و مفاهیم به ساختمان هایی است که بتوانند خوب عمل کنند، از مواد و مصالح به نحو اقتصادی استفاده کنند و به نیازهای زیبایی شناسی در ساختمان پاسخ مثبت دهند. در چنین شرایطی مهندس سازه در جهت تقویت طراحی معماری ساختمان عمل خواهد کرد. "مهندسی سازه نوعی هنر است" که هدف آن ایجاد ساختمان هایی است که پاسخگوی نیازهای عملکردی، معیارهای زیبایی شناسی، نیازهای دوران بهره برداری و محدودیت های مربوط به شرایط اجرای ساختمان باشد. مهندس سازه در این مسیر نه تنها باید اصول طراحی سازه را در انتخاب مناسب ترین سیستم های سازه ای مورد نظر قرار دهد، بلکه باید عملکرد این سیستم را نیز در شرایط متفاوت برای رسیدن به خواسته ها و معیارهای مذکور، دقیقا مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد تا فرآیند طراحی معماری و محاسبات سازه ای به نتیجه ای واحد و مشترک که تأمین کننده تمامی نیازهای طرح باشد، منتهی گردد.

 

منبع :  (فصلنامه معماری ایران)  28 + 27



 
دیگر موارد